برای حمایت از تیم تحقیقاتی پول مول:
مدیر کل دفتر رهبری و استراتژی مردمی کابینه ،در بریتانیا
من معتقدم یکی از مهم ترین ویژگی ها در نیای تجارت اعتماد است.زمانی کاین موضوع را فهمیدم،مشاوره جوان بودم که تازه وارد دنیای فروش شده بودم و برای بهبود امور شرکت ها ،به آنها کمک می کردم.
روزی با همسرم در خانه بودم یکشنبه بود و میخواستم برای نهار بیرون برویم که تلفن زنگ زد.تیم پروژه ای که قرار بود صبح زود بعد فروش خود را آغاز کنند،از من خواستند که آنجا بروم و به آنها کمککنم .خیلی پَکَر شدم .همسرم عصبانی به نظر می رسید؛اما به هر حال ، باید به دفتر کارم میرفتم.
موضوع از این قرار بود که آنها دقیقا نمی داستند که مشتریشان چه می خواهد.من آن مشتری را از قدیم می شناختم .آنها از من خواستند تا به او تلفن بزنم و سوالاتی از او بپرسم.
دفتر چه تلفن را برداشتم و شماره تلفن منزلش را پیدا کردم.
به او زنگ زدم و سوالات مورد نظر تیم فروش را از او پرسیدم.
مکالمه تلفنی ما دو ساعت و نیم طول کشید. او خیلی چیزها درباره ی آنچه آنها میخواستند بدانند ،به من گفت؛درباره ی کار هایی که واقعا لازم بود این تیم فروش انجام بدهند.من تمام آن صحبت ها را به آنها منتقل کردم.آنها نیز نحوه ی معرفی کارشان تغییراتی ایجاد کردند و موفق می شوند.
بعد از آن ماجرا به او گفتم :((چرا این کار را کردی؟واقعا چرا همه چیز را به من گفتی؟))
او گفت:((چون من اطمینان داشتم که تو بهترین کار را برای شرکت من انجام می دهی.))
این موضوع باعث شد که من خیلی درباره ی اعتماد فکر کنم؛بنابراین،سال هاست هر راهی را که برای به وجود آوردن اعتماد وجود داشته باشد،امتحان کرده ام . خیلی مهم است که به نفع شخصی خود یا شرکتی که برایش کار می کنید،بی توجه باشید و به جای اینکه فکر کنید چه چیزی می توانید ارائه دهید ،با دقت گوش کنید تا بفهمید خواسته ی مشتری چیست.
من در دوره ای از زندگی ام،این فرصت را داشتم که در آن سوی میز بنشینیم و طوری با مشتری ها رفتار کنم گویی من مراجعه کننده و آماده ی شنیدن حرف هایشان هستم.این موضوع همیشه برای من بسیار جالب بوده است که چگونه یک تصمیم کوچک می تواند تغییراتی بزرگ در عرصه ی رقابت یا صلاحیت به به وجود آورد،چون به طور کلی وقتی در موضعی هستید که می خواهید چیزی را عرضه کنید یا بفروشید،بیشتر سازمان هایی که در جلسات فروش دعوت می شوند ، در موقعیت اعتباری و رقابتی مشابهی قرار دارند.
همیشه این افکار به ذهنم هجوم می آورند که (آیا مایل هستم با این افراد کار کنم؟آیا در ازای کاری که می خواهم برایشان انجام دهم ،می توانیم به آنها اعتماد کنم؟)
در نهایت ،فکر می کنم اعتماد در روابط تجاری، کلید اصلی یافتن کار ،موفقیت در کار و دنیای تجارت است و این اعتماد،از ارتباط متقابل دو نفر،هم در سطح شخصی و هم در سطح حرفه ای ،سرچشمه میگیرد.
●برای ایجاد اعتماد ،باید از منافع شخصی خود یا شرکتی که برایش کاری می کنید ،چشم بپوشید و به جای اینکه فکر کنید چه چیزی می خواهید عرضه کنید ،با دقت به خواسته ی مشتری گوش کنید.
●اغلب تصمیم گیری ها دو سوال را به همراه دارند:(آیا مایل با این افراد کار کنم؟آیا به این افراد اعتماد دارم؟
●اعتماد در روابط تجاری،کلید موفقیت است و از توانایی برقراری ارتباط متقابل،در سطح شخصی و حرفه ای ،سر چشمه می گیرد.
برای دریافت مطالب مفید و سازنده روی لینک کلیک کنید

برچسب:
نویسنده: مریم زارعی